بایگانی برای دسته بندی ’ژ

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

محمدرضا معالی

ژولیده و غمگین به غمت زار نشینم

تا وقتِ سحر گریم و بیدار نشینم

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

معصوم گیلانی

ژولیده نشستم به سرِ کوی تو شاید

باد از تو پیامی به دلِ من برساند

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

محمدرضا معالی

ژغار از سینه هردم می کشم شاید به رحم آید

ز دلجویی به دست آرد دلِ دیوانه ی ما را

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

سعدی

ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر

راست چون عارضِ گلگونِ عرق کرده ی یار

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

سیروس نیرو

ژاله بر دشت چنان است که در شامی سرد

غنچه ها از لبِ مهتاب به دریا ریزد

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

محمدرضا معالی

ژاله بر باغِ رخت اشکِ طراوت می ریخت

تا به یک باره گلِ رویِ تو شاداب شود

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

فخرالدین عراقی

ژاله از روی لاله دور مکن

تا نسوزد ز شعله بستان را

اسفند ۲۷, ۱۳۹۴ | در: ژ

ابوتراب معیری

ژاله از آزرم بر رویت رود در پیشِ ما

این همه شرم و حیا را از کجا آورده ای؟