بایگانی برای دسته بندی ’ر

فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ | در: ر

کیا سلطانی

روبرویم نصفِ رویت را بپوشان بعد از این

ماه ِكامل، میكند دیوانه را دیوانه تر!

اسفند ۲۶, ۱۳۹۴ | در: ر

موحد اوصولی

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم (من ملک بودم و فردوس برین...) اما او بوسه ای داد به من، عرش خدا ریخت...