بایگانی برای دسته بندی ’ت

دی ۵, ۱۳۹۵ | در: ت

علی عطری

تو رفتی و به همه بی تو گفته ام خوبم

که پیشِ چشمِ جماعت تقیّه باید کرد

دی ۵, ۱۳۹۵ | در: ت

رسول مختاری پور

تیر زلفش کار یک سرباز کرد

روسری وقتی که از سر باز کرد

دی ۵, ۱۳۹۵ | در: ت

فاضل نظری

تو را هوای به آغوشِ من رسیدن نیست

وگرنه فاصله ی ما هنوز یک قدم است

فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ | در: ت

علیرضا راد

تو با خنده دوا کردی تمام درد هایم را

کدام اکسیر جاویدی درون خنده ات پیداست

فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ | در: ت

مسعود محمد پور

تو یک پیغمبری هستی، خدا بر من عنایت کرد

تو را هر دم اطاعت نه، تو را باید عبادت کرد

فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ | در: ت

فاضل نظری

تو را خدا به زمین هدیه داده، چون باران

که آسمان و زمین را بهم بیامیزی

فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ | در: ت

علیرضا بدیع

تا در قلمرو اش نگذارد کسی قدم

با بوسه روی پیرهن من نشان گذاشت

اسفند ۲۶, ۱۳۹۴ | در: ت

طیبه عباسی

تو روز آخرِ اسفند، من آغازِ فروردین؛

خدا ما را به همدیگر رسانده یا جدا کرده